تولد 9 سالگی-روز مادر

بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند

چون من که آفریده ام جهانی

به عشق تو....

 

                        روز مادر برهمه مادران فداکار ایران زمین مبارک..

 

امروز 30 فروردین نهمین ساله که من مادر شدم  و تقارن قشنگیه روز مادر امسال با سالروز مادر شدن من..

خدایا از تو می خواهم مادری باشم آگاه،قوی و مهربان در تمامی لحظات....  

خدایا.... مبادا مهر مادری ام مانعی باشد در مسیر رشد و پیشرفت فرزندم.

کمکم کن همواره در کنارش باشم،آگاهانه و عاشقانه

و آرزویم این است هر سال در چنین روزی  ، پسرم ،از من چون دوست و همراه همیشگی اش یاد کند...  آمین

....

و اما از ماجرای تولد 9 سالگی که به جای 30 فروردین 28 فروردین برگزار شد...

امسال بر خلاف سالهای قبل که از مدتها قبل برای تولد پارسا برنامه ریزی می کردم نه تنها هیچ برنامه ای نداشتم بلکه مدتی بود سعی میکردم منصرفش هم کنم.یک روز قبول میکرد که تمام هزینه های تولدش رو بگیره شیطانگاهی منصرف میشد.برای خودم هم کنترل پسر بچه های شیطون توی خونه غیر ممکن بود.تا اینکه سه روز مونده به آخر هفته ، بابا پیشنهاد بی نظیری داد.تولد توی باغ.جایی رو پیشنهاد داد که عالی بود.فردای اون روز رفتیم و مکانش رو دیدیم و یک روز مونده به روز جشن دوستانش رو دعوت کردیم.برنامه های خیلی ها رو کنسل کردیم تا تونستیم پنج شنبه 28فروردین ،تولد پارسا رو برگزار کنیم.

چند تا از خانواده ها هم دعوت کردیم بعضی ها نتونستند ولی بچه ها رو فرستادند.بغیر دو نفر که مهمان داشتند بقیه اومدند.روز خیلی خوبی بود.بازی و بازی و بازی...

یه زمین بزرگ برای بازی و فوتبال

بردن خوراکی ها و ژله و کیک تنها مشکل من بود که اونها هم با همکاری رستوران اونجا حل شد.

هیچ نکن و ندویی نبود...بچه ها آزاد و راحت بودن.

کورش-پارسا-پارسا-آریا-نیما-بردیا-امیر-علی

مشغول پرت کردن پاپ کرن توی هوا و گرفتنش بوسیله دهن

این جا هم مراسم کیک برون و فوت کردن شمع

 

 این هم کیک لگو (شخصیت جنگ ستارگان)،که الان سر بریده شده

پارسا التماس میکرد بچه ها بیان کادوها رو باز کنه ولی همه مشغول فوتبال بودنگریه

بالاخره 3نفر اومدن و کادوها رو باز کردند..به روش همیشگی...

میزان ذوق زدگی رو دارید... از خود راضییعنی تمام لحظه شماریش برای تولد برای همین باز کردن کادوها هست..نیشخند

این هم یه توپ خوشگل فوتبال از طرف مانی که یادش مونده بود پارسا توپ فوتبالش گم شده

بعد هم فوتبال بابا ها با بچه ها و پیاده روی مامانها در فضای زیبا و هوای بهاری

و مراسم شام خوران

عاشق این خنده های از ته دلشم..قلب

در آخرش هم یه مراسم آتش بازی کوچولو هم داشتیم...همیشه پارسا دلش میخواست فشفشه روشن کنه ولی ما هیچ وقت این اجازه رو بهش نمی دادیم.این مراسم هم بخاطر شاد کردن دل پسر مون بود.

......

خدا رو شکر مراسم خیلی خوبی بود.از اون جهت که به همه خوش گذشت.

/ 27 نظر / 181 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلهای زندگی من

به به چه مناسبتهای قشنگی تولدت مبارک پارسای نازنی روز مادر رو هم بهت تبریک میگم خیلی تولد باحالی بود

مامان ایلیا

چه تولدت قشنگی حسابی اینجوری تولد خوش میگذره عزیزم تولدت مبارک

شهرزاد مامان حسین

سلام وحیده جان ا از عکسها قشنگ معلومه که حسابی خوش گذشته به پارسا جان. به به. می بینم که فروردینیه. این فرورودینی ها عجیب نازنین و خوبن خانومی.

یلدا

تولد گل پسرمون با تاخیر مبارک ایده توپی بوده تولد تو باغ و جای تمیز و خلوتی هم بوده خوش باشید همیشه

مامان ایمان جون

عجب تولد توپپپپپپپپپپپپپی , چقدر به بچه ها خوش گذشته[قلب][قلب] ایشالا تولد 12000000000000سالگی[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان سام

خیلی مکان خوبی بود برای تولد مخصوصاً برای بازی کردن بچه ها که حسابی بهشون خوش میگذره اینجورجاها،راستی تولد پارسا جان مبارک.

علی

سلام.... دیر اومدم ولی بازم تولد آقا پارسا رو به خودش تبریک میگم و به شما هم تبریک میگم که همچین پسر خوبی دارید.... امیدوارم فقط بتونه مسیر زندگیش رو خوب انتخاب کنه و مثل من به بیراهه و جاده خاکی نره [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

ستارگان آسمان من

سلااااممم....وای یه دنیا شرمنده دیر اومدم[خجالت]...تولد پارسای عزیزززززم مباررررکککک[هورا]...کلی کیف کرم....خیلی ایده خوبی بود [دست]...خیلی عکسا انرژی دهنده بود[ماچ]انشاالاه جشن 120 سالگیش[قلب]

مسعود

این وبلاگ ایده جالبی داره. یه مامان مهربون برای پسرش وبلاگ زده. مادرها همیشه با علم روز و ملزومات زندگی روز پیش رفتن. انشالله خدا گل تون رو براتون نگه داره