مسابقه نقاشی و جشن آب

علیرغم تابستان فشرده سال قبل امسال تابستان آرامی را گذروندیم.به غیر از دوره یک ماه و نیمه مهارتهای اجتماعی مدرسه ،برنامه دیگه ای برای پارسا نداشتیم.ادامه این دوره هم قرار بود در یک ماه و نیم بعد هم ادامه پیدا کنه که بخاطر کلاسهای بازآموزی تشکیل نشد.کلاسهای بازآموزی هم با رفتن یک جلسه مشخص شد برای بعضی بچه ها ضرورتی نداره که همین باعث خانه نشین شدن پارسا شد.برنامه شنا هم به دلیل شلوغی و آلودگی استخر در این فصل موکول شد به فصل پاییز انشالله.به دلیل علاقه پارسا و تمایل خودش در کلاس مجسمه سازی ثبت نامش کردم که بعد از سه جلسه رفتن که خیلی هم مورد توجه پارسا قرار گرفت ادامه آن به دلیل گرفتاری مربی قرار شد در مهرماه  ادامه پیدا کند.چند جلسه کلاس نقاشی رفت که مربی اش گفت با توجه به سطح کلاس توصیه نمی کنم به کلاس بیاید چون پیشرفتی برای پارسا ندارد.فقط بخاطر شرکت در مسابقات نقاشی چند جلسه کلاس رفت که ما حصل آن اینها شد...

کشتی نوح

کشتی نوح 

سیمرغ

سیمرغ

حضرت یونس در شکم ماهی

حضرت یونس در شکم ماهی

حضرت سلمیان و هدهد

حضرت سلیمان و هدهد

و این روزها به دلیل قطع شدن شبکه پرشین تون پسر ما مشتری پر و پا قرص شبکه نشنال جئوگرافیک شده است و هر روز وقتی از سرکار میرسم خونه با کلی اطلاعاتی روبرو میشم که پسرکم بهم میده و این شبکه شده شبکه شبانه روزی ما..

سه شنبه موسسه هفت آسمان "جشن آب" داشت که ما هم شرکت کردیم که  چند غرفه آن مورد توجه پارسا قرار گرفت.و یا شاید دیدن دوستانش بود که ترجیح داد وقتش رو به بازی کردن با اونها بگذرونه تا اینکه به تنهایی در غرفه ها شرکت کنه.هدف این جشن آشنایی بچه ها با فعالیتهایی بود که با آب میشد انجام داد.

مسابقه قایق

غرفه مسابقه قایق که پارسا سه بار شرکت کرد و از همه غرفه ها برایش جالب تر بود.    

غرفه خوراکی که در اون بچه ها به کمک مسئول غرفه لیموناد و یا آب دوغ خیار درست میکردند و میخوردند.که این غرفه هم دوبار شرکت کرد و هر دو رو نوش جان کرد.

غرفه نقاشی رو خاک

در این غرفه بچه ها با کمک بطری آب رو ماسه نقاشی میکشیدند و کمی هم ماسه بازی می کردند.

غرفه آزمایشات علمی

در این غرفه هم بچه ها با چند آزمایش ساده آشنا شدند.

.    

 

این هم پسر عشق آب ما که از ها فرصتی برای آب بازی بازی استفاده میکنه.روز عید فطر ...

.

آخر هفته به امید خدا راهی یک سفر نوستالژیک هستم به همراه پارسا به شهر مادری پدرم.کهخاطرات شیرینی از دوران کودکی از اون به یاد دارم و دارم برای اون لحظه شماری میکنم.سالهای زیادی است که اونجا نرفته ام...                                                                             

/ 42 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرد كوچك من

سلام عزيزم وبلاگمون كه سرجاشه! سُر و مُر و گنده انگاري اين سفر نوستالژيك خيلي شما رو در دنياي قشنگ خودش غرق كرده كه خيال بازگشت ندارين[ماچ]

مامانمون

به به چه نقاشیهای قشنگی آفرین به این پسر هنرمند [قلب]

مامان سامی

آخ جون آب بازی چه کیفی داره نقاشی های پارسا جان هم مثل همه کارها و آثارش عالیه[قلب]س فر خوبی داشته باشید[لبخند][لبخند]

فریده

این علاقه ی پارسا به آب بازی منو یاد بچگی های خودم میندازه [قلب][رویا] نقاشی ها رو هم خیلی قشنگ کشیده اگه ادامه بده عالی میشه

زیتون

[گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب] [گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب] [گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب] [گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب] [گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب] [گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب][گل][قلب][قلب]

مریم مامی آیدا

سلام وحیده ی عزیزم عجب نقاشی هایی چرا کلاس نقاشی؟! خودش که ماشالله نابغه هس تعریف الکی نمیکنم فکم افتاد پایین چشمامم گرد شد با دیدن نقاشیهاش ماشالله ماشالله