مهر ماه و اتفاقات خوب

شروع فصل پاییز با چند تا اتفاق خوب همراه بود...

"اجلاس میراث فرهنگی" ناملموس توی اصفهان از تاریخ 17 تا 19 مهر برگزار شد.در کنارش نمایشگاهی بود که مراسم ،آداب و سنن و صنایع دستی همه مناطق و شهرهای کشور به نمایش گذاشته شد..مدرسه پرسش هم برای حضور در نمایشگاه انتخاب شده بود چون  مدرسه  در زمینه آشنایی بچه ها با هنر و صنایع دستی اصفهان فعالیت خوبی داره. غرفه دار این نمایشگاه هم خود بچه ها بودن  که کار با گل ، قلم زنی ، نمدمالی و چاپ روی پارچه انجام میدادند.پارسا توی غرفه مجسمه سازی با گل بود.مجسمه های خمیری اش رو هم برای فروش گذاشت..فکر نمیکردم فروش بره ولی خیلی هاش رو فروختگریه..دوستشون داشتم ولی چون خودش شوق و ذوق داشت بفروشه و تجربه جدیدی بود براش ،چیزی نگفتم..سه روز صبح و بعد از ظهر توی غرفه بود و من و بابا هم نوبتی پیشش بودیم..در کنار نمایشگاه و از دوستاش یه هنر جدید هم یاد گرفت.نمد مالی...این قدر از کار با نمد خوشش اومده بود که روز آخر کار خودش رو ول کرد و سراغ نمد مالی رفت.با کمک دوستش یه لباس نمدی هم برای یکی از مجسمه هاش ساخت..

پارسا مشغول کار در غرفه

رستم(سمت راست)....مجسمه رستم هم فروخته شد-ضحاک مار دوش(سمت چپ)

فریدون..با لباس نمدی دست ساز...

این رو هم من خیلی دوستش داشتم و با وجود اینکه مشتری داشت گفتم خودم میخرمش..که البته بعد بهم هدیه دادقلب

از غرفه چاپ روی پارچه هم با دستمزد خودش  یکی از کارهای دوستاش رو خرید و با شور و هیجان به من تقدیم کردماچ

 کارهای خمیری که خیلی هاش فروخته شد... و نمد مالی

 اتفاق خوب بعدی هم عقد خاله زهرا قلببود.که مصادف شد با عید غدیر..یه سفر یک روزه به بوشهر داشتیم.ازین فرصت استفاده کردیم و در مسیر برگشت چند روز رو شیراز موندیم و گشت وگذار خلاصه و مفیدی هم اونجا انجام دادیم...

حافظیه 

باغ ارم

این هم عکس کج و هولکی من از داخل عمارت نارنجستان..بدلیل عدم علاقه پارسا به گرفتن عکس..

 باغ نارنجستان 

موزه مشاهیر زینت الملوک

 

حمام وکیل

بازار وکیل 

علاوه بر مکانهای تاریخی سری هم به مکانهای تفریحی و تجاری زدیم...تازه از امکانات تفریحی هتل هم به نحو احسن استفاده کردیم.سالن بدنسازی و استخر.پارسا به محض رسیدن به هتل می رفت استخر.خلاصه نفس خور نداشتیم..همه این کارها رو از 22 مهر بعداز ظهر که به شیراز رسیدیم تا صبح 25 مهر که از شیراز زدیم بیرون انجام دادیم.یعنی یه همچین آدمهایی هستیم ما ..نیشخنددر راه برگشت هم در فرصت باقی مانده سری به تخت جمشید زدیم..خیلی دوست دارم پارسا با مکانهای تاریخی و باستانی کشورمون آشنا بشه..شاید خیلی از جاهایی که رفتیم برایی ما تکرار مکررات بود ولی چون  پارسا ندیده بود سعی کردیم چیزی رو از قلم نندازیم..خوشحال بودم که تخت جمشید رو دوست داشت و تمام مدت خودش مشغول عکاسی بود.چند تا عکس هم سهم ما بود..

  

/ 17 نظر / 172 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه مامان الینا

عاشق هنر پارسا جون هستم.آفرین و هزاران آفرین به این گل پسر هنرمند که یقینا آینده بسیار درخشانی هم پیش رو داره[قلب] خب پس از الان پارسا جون دستش رفت تو جیب خودش و از حاصل دسترنجش برای مامان مهربونش هدیه خرید[چشمک][بغل] برنامه شیرازتون خیلی ام پی تری بوده ها...خیلی هم عالی...نهایت استفاده از زمان [قلب]

روشن ترین نور

سلام یه خبری میدادی ما هم میرفتیم خرید میکردیم از پارسا جون[قلب] چقدر این روزها دل منم پیش شیراز بود چند بار اراده کردیم بریم و نشد ..لذت بردیم از عکسها مثل همیشه[ماچ]

مشاور

سلام دوستان به سوالات شما در زمىنه تربيت كودك ،نوجوان،ازدواج و مشكلات زناشويي پاسخ ميدهم شما مى توانيد سوالات خود را در قسمت نظرات مطرح كنيد تا در اولين فرصت رسيدگى شود هر بار موضوعى انتخاب مى كنم درباره اش توضيح مى دهم و به سوالات شما پاسخ مى دهم.

مامان شادان جون

سلام عزیزم میبینم که شما هم مثل من یه کم کم کار شدید. تبریک چند منظوره اول به خاطر عقد خاله زهرا و دوم بخاطر پسر هنرمندمون که واقعا مجسمه هاش حرف نداره. کاش ما هم اصفهان بودیم و از آثار هنری ایشون میخریدیم. در اخر به خاطر دیدن جاهای دیدنی و استفاده بهینه از وقت. راستشو بخواهید شادان و آقای پدر یه جورایی مثل پارسا از وقتشون نهایت استفاده رو میکنن. گل پسر رو ببوسید[ماچ]

مامان شادان جون

سلام عزیزم میبینم که شما هم مثل من یه کم کم کار شدید. تبریک چند منظوره اول به خاطر عقد خاله زهرا و دوم بخاطر پسر هنرمندمون که واقعا مجسمه هاش حرف نداره. کاش ما هم اصفهان بودیم و از آثار هنری ایشون میخریدیم. در اخر به خاطر دیدن جاهای دیدنی و استفاده بهینه از وقت. راستشو بخواهید شادان و آقای پدر یه جورایی مثل پارسا از وقتشون نهایت استفاده رو میکنن. گل پسر رو ببوسید[ماچ]

خاله زهرا

سلام عزیز دل خواهر خیلی وقت بود سر نزده بودم[ماچ] قربون دستای هنرمندش بشم... فداش بشم که قدردان مهربونی های مامانش هست و با دسترنجه خودش برا مامانش هدیه خریده...[دست][دست][دست] خوشحالم که بهتون خوش گذشتهههه... پس عکس از عکاسی های پارسا نزاشتی خواهرم [چشمک]

بهار

سلام پارسا جان فوق العاده هنرمنده.....خدا نگهدارش باشه راستش ازتون راهنمایی می خواستم در مورد دبستان های دخترانه خوب.............برای دخترکمان ممنونم