تصمیم کبری

این روزها تکراری و کمی خسته کننده در حال گذر است.مهمترین برنامه این روزهای ما تغییرات اساسی است که در رفتارهایمان با پارسا در پیش گرفته ایم.مسئولیت هایی که در  خانه به او میدهم شستن کف پاسیو،بردن زباله و تمیز کردن قفس پرنده اش که  همیشه برایش چندش آور بود.محدود کردن تماشای تلویزیون هم جزیی از همین تغییرات است.جمع کردن تمام اسباب بازیهاش بجز دو تا به انتخاب خودش و محرومیت در خرید اسباب بازی تا مدت زیادی .این تغییرات به پیشنهاد مدیر مدرسه شان انجام داده ایم .چون اینطور که معلوم شده قوانین خانه ما کمی سهل و آسان بوده و پسرک ما با قوانین مدرسه  به راحتی کنار نمی آید.و اینگونه شده که ما تصمیم کبری ایی گرفته ایم که قوانین خانه را تغییر دهیم و سختگیری هایمان را بیشتر کنیم و توجهمان در برآورده شدن خواسته هایش را کمتر.

با همه سختگیری ها اوضاع آنقدرها هم بد نیست.... چهارشنبه علی با مامانش اومده اداره و من هم پارسا رو بعد از مدرسه آوردم اداره.اگر چه فقط نیم ساعت پایانی وقت اداری رو با هم بودند ولی اداره رو سرشون گذاشتند.با هم دیگه اومدیم خونه ما.مامان علی استخر بادی علی و وسایل اسکیتش رو با خودش آورده بود که بچه ها حسابی بازی کنند.بعد از یه آب بازی حسابی که چند ساعتی طول کشید ،من و دوستم هم فرصت رو غنیمت شمردیم و یه دل سیر حرف زدیم و از هر دری سخنی گفتیم و آرزو کردیم کاشکی خونه هامون بهم نزدیک بود تا مشکلات تک فرزندیمون کمتر بچه هامون رو تحت الشعاع قرار می داد.بعد هم بهمراه بچه ها  به کوچه رفتیم و بچه ها اسکیت  بازی کردند و ما هم نظاره گر بودیم و کماکان مشغول گفتگو بعد هم تا فرصت باقیمانده به افطار به پارک نزدیک خونه مون رفتیم و بچه ها ته مانده انرژی شون رو هم خرج کردند و با اکراه از هم جدا شدند و نخود نخود هر که رود خانه خود(یادش بخیر شعر دوره بچه گی هامون...)اینکه برای افطار مهمون هامون رو نگه نداشتیم تقصیر ما نبود به خواست دوستم بود که جون راهشون دور بود زودتر برن خونه.

 

این آب پرتقال خوردن در بالا رفتن احساس خوشبختی تاثیر به سزایی دارد نیشخند

این هم الاکلنگ دست ساز...

.

.

کلاس سوارکاری هم هفته یک بار ادامه دارد البته اگر لازم باشد محرومیت از کلاس سوارکاری هم جز برنامه است مثل هفته گذشتهاز خود راضی

کنار باشگاه سوارکاری..این عکس هم کاملا نشان دهنده تاثیر خشکی رودخانه شهر است که  به جوی آبی هم دلخوشیم...

 .

.

از سرگرمی های دیگه پارسا این روزها  نجاری،خمیر بازی و نقاشی است.این استگوزروس هم یه ظهر که من خوابیده بودم درست کرده و برای اینکه بتونه حجم بدنش رو بزرگ کنه از سنگ به جای حجم دهنده استفاده کرده.

------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:سوال

یه سوال مدتیه فکرم رو مشغول کرده خوشحال میشم اگه نظری دارید برام بنویسید.

 اگه شما بخواهید به سفر برید چقدر تفریح و شادی بچه تون براتون مهمه؟آیا او نقش تعیین کننده ای در مکان  و نوع تفریحات انتخابی تون داره؟دلیل پرسیدن این سوال رو، بعد از دیدن جوابهاتون مینویسم.

/ 46 نظر / 162 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماه

سلام پارسا جونم تو خیلی با نمک و خوبی .

شیرین مامان نیما

سلام عزیزم به هر حال بخشی از سفر رو حالا یا انتخاب بازی ها و یا گردش خاصی رو به انتخاب فرزندمون می زاریم.[ماچ]

بهجت

سلام وحیده جان خلاقیت گل پسرمون طبق معمول فوق العاده بود.در ضمن این تصمیم هایی که ما پدر و مادر ها می گیریم برای بچه ها قابل قبوله ، به شرط اینکه ما خسته نشیم و مصمم و قاطع باشیم :) راستش من فکر می کنم وقتی با بچه سفر میری ، چاره ای هم نداری جز اینکه سرش رو گرم کنی و تا حد ممکن براش خاطره سازی کنی ، اما اعتقاد دارم ، پدر و مادر باید باید سفر های کوتاه بدون بچه هم داشته باشند[گل][قلب] آدرس جدیدم رو هم گذاشتم عزیزم.می بوسمتون

شکوه مامان ارمیا

سلام وحیده جون. چه تغییرات جالبی... خوبه منم برای ارمیا پیادشون کنم... در رابطه با سوالت مسلما ارمیا نقش تعیین کننده ای در مکان و نوع تفریحات داره و سعی ما بر اینه که هرچه بیشتر و بیشتر بهش خوش بگذره[قلب]

مامان ترنم

سلام نميدونم چرا نظري كه سه چهار روز پيش فرستادم نيومده[ناراحت] خب دوباره مي نويسم سلام راستش سوال خيلي بجاييه حقيقت اينه كه همه روانشناسان كودك معتقدند كه بايد در مسافرتها زماني رو صرفاً به تفريح بچه ها اختصاص داد و من معمولاً از قبل واسش برنامه ريزي مي كنم: مثلاً دو بار سرزمين عجايب، يه بار پارك شهر، 1 بار موجهاي آبي و... البته در پاسخ به سوال شما بايد بگم در انتخاب نوع تفريحات، ترنم نقش بسزايي داره و بيشتر دوست دارم به اون خوش بگذره تا خودم چون بيشترين تفريح من خريد كردنه كه ترنم اصلا از اين كار خوشش نمي ياد [عصبانی]

مامان ترنم

سلام امروز صبح قالب وبلاگ ترنم رو به همون اولي برگردوندم چون قالب جديد خيلي wide نبود و نوشته ها و عكسها سايزشون عوض مي شد البته تو فكر ساختن قالب هستم [پلک] ولي نمي دونم از كدوم روش؟ تو اينترنت روشهاي مختلفي گذاشتند كه نمي دونم كدومشون بهتره؟ راستي قالب پارسا خيلي قشنگه. خودتون اون رو ساختيد يا آماده است؟ ممنون مي شم راهنماييم كنيد.[لبخند]

ترکان

مامان وحیده آپ نمی کنی؟دلمون براتون تنگ شده[ماچ]

مامان سارا

اومدم نظرات سایرین رو هم خوندم انگار من این وسط فالش میزنم!!!

خاله زهرا

استگوزروست خیلی قشنگ درست کردی عشقم...بوس بوس سلام به خواهر گلم که همه دغدغه زندگیت شده پارسا...واقعا پارسا با داشتن مامان و بابایی به خوبی شما باید افتخار کنه...آجی یه وقتی هم واسه خودت بزار...ولی من که میدونم از کارایی که میکنی لذت میبری...

مامان سارا

تازگی ها زیاد به این میرسم که نظراتم با بقیه فرق داره!!! اما چرا؟؟؟ اینکه دقیق میخونم ، نه اینجور نیست خیلی