چیزهایی که یاد گرفته ام........

هفته ای که گذشت مهمان داشتیم .من که وقت زیادی نداشتم به دل مشغولیهای وبلاگیم  برسم اما به پارسا خیلی خوش گذشت.خاله من از بوشهر اومده بود و پارسا با مبینا حسابی بازی میکرد و البته قهر و دعوا هم چاشنی بازیها بود.

 یه وقت مشاوره هم داشتم با مدیر موسسه هفت آسمان که پارسا کلاسهای تابستانی اش رو اونجا میره.میخواستم با شناختی که توی این مدت تابستان از پارسا پیدا کردند در مورد بعضی رفتارهای پارسا بیشتر بدونم.و البته از دل نگرانیهای خودم از محیط پیرامون و آموزه هایی که خواسته و ناخواسته با زندگی های ما عجین است و قطعا تاثیر گذاره ،حرف بزنم و چاره ای بیاندیشم.دوستی ساکن خارج میگفت:اینجا کسی به بچه ها چیزی یاد نمیدهد.همه آموزه ها با زندگی بچه عجین است. انگار رفتارهای انسانی در گوشت و پوستشون نهادینه شده.یادم  افتاد پارسا کوچکتر بود و وقتی به پارک میرفت و  بچه ای او را میزد، پسرکم هاج و واج نگاهش میکرد و بعدها یاد گرفت که با دست هم میشود کسی را زد و من نمیدانستم به چه او بگویم ؟ یا مثلا وقتی پشت چراغ راهنمایی ایستاده ایم و یکی از آن طرف پایش را میگذارد روی گاز و با آخرین سرعت از جلوی رد میشود و پسرم یاد میگیرد رد شدن از خطوط قرمز مجازست .  مدتها سوالهایی زیادی  ذهنم رو مشغول کرده بود که  برای گیرنده های قوی بچه ها که هر چیزی رو با قدرت جذب میکنند چه باید کرد.؟جلسه خوبی بود و در پایان همه دلمشغولیهایم را در یک جمله گفتم:"با همه رفتارهایی که بچه هایمان در محیط اطراف میبینند و یاد میگرند باید چطور برخورد کنیم؟ " و توصیه اش کلید تمام سوالهایم بود. "در مورد هر اتفاق و رفتار با بچه هایتان صحبت کنید.از او بخواهید نظرش  و احساسش را بگوید.و اینکه اگر او جای طرف مقابل بود چه کاری میکرد" و توصیه مهمتر اینکه "قدرت فکر کردن و تحلیل کردن رو به بچه یاد بدید و انموقع با خیال راحت هر جا خواستید بفرستیدش .چون مطمئنا نمیتونید همه جا همراهش باشید."و یه نکته با اهمیت دیگه:اینکه به بچه ها سخت نگیرید و بذارید راحت زندگی کنند.بچه ها ازلحاظ رفتاری چیزی حدود شما میشوند و اگر میخواهید رفتارهای بهتر از شما داشته باشند باید خودتون رو اصلاح کنید.اگر خودتون ایرادی دارید چه اشکالی داره به بچه تون توضیح بدید و بگید من هم اشتباه میکنم.از خودتون پیش بچه هاتون یه آدم ایده آل نسازید.

"بچه ها آیینه تمام نمای پدر و مادر هستند.آنها همان کسی میشوند که ما هستیم .نه آن چیزی  که ما میخواهیم "

یه مجموعه کتاب خوب با عنوان "مجموعه کتاب های ارتباط بدون خشونت ،زبان زندگی"هم از یه دوست هدیه گرفتم که توصیه میکنم حتما بخرید.کتابها خلاصه و مفیدی هستند و بچه ها را تشویق به بیان احساساتشون و ایجاد یه رابطه بهتر با والدین و حتی اطرافیان میکنه. در مقدمه کتاب جمله زیبایی هست"این دنیا چیزی است که ما آن را ساخته ایم،اگر خودمان را تغییر دهیم می توانیم دنیا را تغییر دهیم و تغییر خودمان با تغییر زبان و روش های ارتباطی ما شروع می شود" این کتابها ،قصه هایی درباره یه خواهر و برادر به نام چارلی و سوفی است که با اتفاقاتی که براشون پیش میاد با زبان بیان احساسات خود و متقابلا درک احساسات دیگران به نتایج خوبی میرسند.عکس این کتابها رو میذارم که برای پیدا کردنشون راحت تر باشید

و دیگه اینکه من و پارسا داریم روی مهارت بیان احساسات کار میکنیم و نتایج خوبی هم داشته.خیلی قشنگه وقتی پسر شش ساله و نیمه ات میگوید"مامان من درک میکنم که الان خسته ای و نمیتونی با من بازی کنی" یا "من درک میکنم شما واسه پول در آوردن زحمت میکشید" و البته یه قصه هم از خودش تعریف کرده که خیلی ظریف احساساتش رو با خواسته اش ترکیب کرده و مامانش رو تشویق کرده واسش یه اسباب بازی بخره.

یکی بود یکی نبود.یه پسری بود اسمش احمد بود.اون عاشق اسباب بازیاهای collecta بود.هر روز به مامانش میگفت:مامان واسه من collectaمیخری.؟مامانش میگفت:باید صبر کنی.

یه روزی که مامانش از سر کار اومد احمد دید یه گورخر تو کیف مامانش است.  احمد پرسید :این واسه منه.

مامانش گفت: نه.واسه پسر عمه ات است.چون تولدش است .میدونم خیلی ناراحتی و احمد رو بغل کرد و بوسش کرد و گفت واست یکی میخرم.

فردا که مامانش از سر کار اومد گفت:واست یه گورخر خریدم.

احمد گفت خیلی ممنون مامان وحیده.اون احمد نبود من بودم.  

..................

و البته به روشهای مختلف مامان رو راضی کرد که یه گورخر رو که چند مدت پیش توی فروشگاه مورد علاقه اش دیده بود بخره     

و چند عکس از روزهایی که با مهمونهامون خوش گذشت

     

 باغ پلی اکریل

/ 20 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پارسا

سلام منم باهات موافقم منکه حتی گاهی دوست دارم با بعضی از اقوام نزدیکم هم ارتباطی نداشته باشم برای برخی رفتارهاشون گاهی که به تربیتم و ایده هام فکر میکنم و در کنارش بعضی ناهنجاریها رو میبینم واقعاً به این فکر میکنم که تا چه اندازه میتونم موفق باشم[متفکر]البته چون اعتماد بنفسم بالاست روی ارتباطم با پارسا و تأثیر رفتاریم روی اون خیلی حساب میکنم[لبخند] خیلی کیف کردم که پارسا خان انقدر زیرکانه به خواستش رسیده ماشالا خیلی باهوش و با سیاست و کاردانه[ماچ] ممنون از معرفی کتابها [گل]

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

راستش هروقت میام و مطالبی رو توی وبلاگهای دوستانی مثل خودتون میخونم که چطور با حساسیت تمام همه ی چم و خم روانشناسانه ی فرزندتون رو زیر نظر دارید و یا در هر مورد کوچک و بزرگی اقدام به مشاوره میکنید یه جورایی ترس برم میداره که نکنه اونجوری که باید و شاید وظیفه ی پدری ام رو در برابر بچه هام انجام نمیدم؟؟؟ ولی از یه طرف هم فکری به سرم میاد که اونروزا که اینهمه علم روانشناسی پیشرفت نکرده بود و اینهمه مشاوره ها رواج نداشت؛ پدران و مادرانمون چطوری بچــّه بزرگ کردند که ....؟ ... که ...؟ ... آهان!! مثل من و شما شدیم!؟ به همین خوبی به همین نازی[مغرور] راستی راستی ... این عکس «سفره خانه ی سنتی» مربوط به باغ بهشته(فردوسه)!!؟؟ که روزگاری متعلق به شرکت پلی اکریل خدا بیامرز بود. اگه اینطور باشه هنوز حافظه ام خوب کار میکنه و اگه شمای گرامی در ساعات عادی به آنجا رفتید ؟ یادش بخیر که چه شبهای سردی تا خود صبح در این باغ بی در و دشت قدم میزدیم و در شغل شریف نگهبانی .... یا باکلاسش رو بگم: گااااااارد به سر میبردم ... یادش نبخیر که بابای همسایه مون توی اون ایام در اومد. موفق و پیروز باشید ... درود و دو صد بدرود ار

مامان آریا

خداييش بعضي وقتا فكر مي كنم مي گم يعني همه پدر مادر ها مثل ماها كه نسبت به بچه هامون حساسيم حساسن يعني ماهم با اين حساسيت بزرگ شديم ؟! اميدوارم بچه ها همگي با اين زحماتي كه پدر و مادرها براي بهتر تربيت شدنشون مي كشن و براي خوشبختيشون هر كاري مي كنن به سعادت و نيك بختي برسن

طراحان

با سلام و درود وب سایت گرافیک طراحان آماده طراحی قالب اختصاصی برای وبلاگ دلبند شماست . میتوانید با سفارش قالب و ارسال عکسهای دلبندتان، قالب اختصاصی و شیک داشته باشید. اولین سفارشها از تخفیف ویژه برخوردار خواهند شد. گروه گرافیک طراحان ( www.Tarahaan.ir )

خانم معلم بندری

سلام خانم گل خوبید سلامتید ؟ من جایی نرفتم همینجام امروز وبلاگم رو به روز کردم

مامان حسین

سلام عزیزم ممنون پیش ما اومده بودی...پرسیده بودی اصفهان هستیم که باید بگم بله . وبلاگ خیلی زیبایی داری ..لینکتون کردم.

ماری

سلام بابا عجب به من سر زدی[نگران]

ماری

بازم سلام گلم شما کافیه که یه کمی از استعداد های پارسا جون برا من تو قسمت نظرات بنویسد همین من هم پارساجون رو معرفی میکنم به دوستای جدیدش و راستی چند تا عکس خشگل جدید هم از پارسا جون میفرستی تا تو البوم بچه های باهوش وزرنگ بزارم فقط خواهشن عکسا تو وب خودتون قبلا نزاشته باشین امید وارم که دوستای خوبی برا هم باشیم

ماری

بازم سلام گلم شما کافیه که یه کمی از استعداد های پارسا جون برا من تو قسمت نظرات بنویسد همین من هم پارساجون رو معرفی میکنم به دوستای جدیدش و راستی چند تا عکس خشگل جدید هم از پارسا جون میفرستی تا تو البوم بچه های باهوش وزرنگ بزارم فقط خواهشن عکسا تو وب خودتون قبلا نزاشته باشین امید وارم که دوستای خوبی برا هم باشیم