میکل آنژ

حال واحوال زمستانی تون چطوره؟ما هم خوبیم..اگر نیستیم خبر خاصی نبوده البته بیشتر اوقات خبر خاصی نیست... ولی خوب مکتوب کردن روزمرگی ها هم خالی از لطف نیست..پس مکتوب میکنیم....از ادامه 18 دی ماه تا حالا 

برنامه پنج شنبه و جمعه های پارسا و دوستش بابک ،ادامه دار شده.یک هفته پارسا میره اونجا یک هفته بابک میاد خونه ما..البته دیگه داشت تبدیل به یک برنامه همیشگی میشد که من و مامان بابک تصمیم گرفتیم تغییراتی توی اون بدیم...البته این رفت و آمدها تاثیر مثبتی در مدرسه هم داشته.این دو تا وروجک دیگه حرص با هم بودن توی مدرسه رو با هم ندارن.قبل ازین برنامه توی کلاس دایم اصرار داشتند توی فعالیتها با هم باشند یا پیش هم بشینند که معلمشون گفت این موضوع خیلی کمتر شده..                                                   جلسه بررسی وضعیت تحصیلی یک ماه گذشته هم برگزار شد.جلسه بین من و بابا و معلم پارسا بود.بعد از جلسه احساس خوبی داشتم چون متوجه شدم معلمشون کاملن روحیات پارسا (وقطعا بچه های دیگه)رو شناخته و این تاثیر مثبتی داره توی همه زمینه ای درسی و رفتاری بچه ها  داره.واقعا بعضی معلمها قابل ستایش هستند..خانم مومنی بینظیر هستیدقلب

جمعه 20 دی ماه که بابک خونمون بود ظهر بردمشون توی کوچه و با باقی مانده های برف که مونده بود بازی کردند.خیلی هم بهشون خوش گذشت..

 

92.10.20

تو یادگار روزهایی هستی که ،که نه فراموش می شوند و نه تکرار......قلب

کلاس شنا توی سرمای زمستان هفته ای دو جلسه ادامه داره...کلاس مجسمه سازی رو دوباره شروع کردیم.این بار حساب شده تر..یکی از معلم های مدرسه خودشون لطف کردند و علیرغم مشغله های که دارند برای پارسا وقت گذاشتند و خیلی حرفه ای و با احساس مسئولیت بسیار زیاد دارند با پارسا دارند کار میکنند.فقط مشکلی که هست پارسا هیچ چیز رو جدی نمیگیره که البته این هم اقتضای سنش هست ولی من رو حرص میده...حرصم ازین بابته که فکر میکنم شاید این روزها فرصتی باشه که باید درست استفاده بشه و با بازیگوشی از دست بره وگرنه من اصرار به انجام هیچ کاری ندارم..برای کار مجسمه سازیش احتیاج به خمیر به مقدار زیاد داشتم که زنگ زدم به کارخانه محصولات آریا و خوشبختانه مدیر اونجا با روی باز استقبال کردند چند تا عکس از نمونه کارهای پارسا رو براشون فرستادم. ایشون هم زحمت کشیدند حجم زیادی از خمیر رو بدون دریافت هزینه ای برامون فرستادند و واقعا شرمنده مون کردند .انشالله برسیم خدمت شون جبران کنیم..خداییش محصولاتشون خصوصا خمیرهاشون از نظر کیفیت بینظیره.

این یک نمونه از مجسمه پرتره با سفال هست که دومین کار پارسا توی این کلاس هست

92.11.29

خودم اعتراف میکنم که پرتره اش بینظیره اون هم برای دومین کار...البته هنوز کامل نشدهتشویق

حالا این بچه با این توانایی به هیچ وجه حاضر نیست توی خونه تمرین کنه.فقط توی کلاس کار میکنه .مربی اش هم ازین وضع گله داره...خوب من نباید حرص بخورم...تمام فکر و ذکرش دیدن کارتون هستگریه

 

پسرم می خواد میکل آنژ بشه  خدا رو چه دیدید شاید هم بهتر از اونمژه

 .

.

هفته گذشته هم دو تا تولد دعوت بود.تولد مانی و شهریار..هر بار که میره تولد بر میگرده هوای تولد گرفتن به سرش میزنه ولی امسال بهش گفتم که برات تولد نمیگیرم و پولش رو بهت میدم.از بس که سال قبل شیطونی کردند و من تن و بدنم می لرزید که یه اتفاقی براشون نیافته...اول که راضی که نمیشد ولی یه بار نشست حساب کرد که چه هزینه هایی برای تولدش میشه باید همه رو در نظر بگیرم ...از کیک و هزینه لوازم تزیینی،کادوهایی که گیرش میاد ،کادوهایی که ما به بچه ها میدیم ،شام و خوراکی ها رو همه حساب کرد بعد یادش افتاد هزینه خانمی که میاد خونه رو تمیز میکنه رو هم باید درنظر بگیرمشیطان ..خلاصه هنوز تصمیم قطعی نگرفتیم برای جشن نگرفتن...از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون ،فکرش رو میکنم می بینم مگه تا چند سال گرفتن جشن تولد می تونه برای بچه ها هیجان انگیز باشه خدا رو خوش نمیاد تولد نگیرم....بابا که از حالا مخالفتش رو اعلام کرده.حالا ببینیم حس مادرانه پیروز میشه یا منطق پدرانهلبخند

/ 18 نظر / 94 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلهای زندگی من

سلام وحیده جان الههههههههههههههی هزار ماشالله چقد اون کلاه بهش میاد وحیده جان پارسا واقعا خلاق وبا استعداده خیلی مجسمه که ساخته قشنگه هزار آفرین[ماچ][قلب]اون مهمونی ها ی آخر هفته هم که بچه ها خیلی دوست دارند وبهشون حسابی خوش میگذره

مامان ابوالفضل

سلام اولین باره که به وبتون میام .عکسهای خیلی قشنگی از پسرتون و زمستون زیبا گذاشتید و همینطور چه کلاسهای مفیدی پارسا جان رو می برید(مجسمه سازی) موفق باشید

خاله شيدا و روشا

سلام آخي نازي لپ هاي بابك و پارسا از سرما سرخ شده واقعا مجسمه اش عاليه،واقعا حيفه كه تمرين نميكنه،من الان غصه ام گرفت اخه معلومه كه استعدادش رو داره[ناراحت] ماماني اگه اجازه بديد باهم تبادل لينك داشته باشيم[گل]

شهرزاد مامان حسین

سلام وحیده جان. عالیه این مجسمه ش. هزار افرین. ایشاللهه میشه بهش خوش بگذره. بانو من تازگیها کم تر فیلم می بینم. یه فیلم کلاسیک هفته پیش دیدم ااز برگمان به اسم توت فرنگی های وحشی مال سال 1958 فکر کنم. و یکی هم جاده از فلینی مال همون حدودا. خودم عاشق فیلمای خوب قدیمی ام. ولی شاید همه دوست نداشته باشن.

ستارگان آسمان من

سلامم عزیزمم...باریکلا پارسای هنرمند...واقعا مشخصه در آینده انسان موفقی میشه گل پسر[قلب]

زهرا

سلام. خسته نباشی مامان مهربون. واقعا برای پسرت همیشه سنگ تموم میذاری. خدا شما رو برای پارسا نگه داره و به بهترین ها برسه. چقدم نازه با اون لپاش که قرمز شده. ماشاله .زرد خیلی بهش میاد.فروردینی ها باهوش و خلاق و با سلیقه هستن . پارسا یه سوپر فروردینیه! من از دو سال پیش با وبلاگ شما آشنا شدم. همیشه لذت میبردم. الان خودم وب دارم و شما رو لینک کردم و هی از وب خودم می پرم اینجا ببینم آپ شدین یا نه :D شما هم اگه خواستین منو لینک کنین و بخونین و نظر بذارین تا من سر ذوق بیام و بازم بنویسم. البته وب من هنوز فقط و فقط درباره خودمه . چون من که هنوز نی نی و همسل ندالم که ...:D e-z-h.blogfa.com

مامان آرمان

این مجسمه اش هم بی نظیره ...من هم منتظر ظهور یک میکل آنژ بزرگ در ایرانم .... پارسا جون تبریک میگم این استعداد و توانمندی هنری را که داری