تجربه های وبلاگی

برای من وب گردی راهیه برای دست یافتن به تجربه های جدید در کنار دوستان جدید .به همین خاطر اکثر اوقات مطالب دوستان رو به دقت میخونم ،چون فکر میکنم از خوندن هر مطلب حتما حداقل نکته ای برای یاد گیری هست حتی اگر تعریف کردن خاطرات و دلنوشته های یک نفر باشه.این هفته از اون هفته هایی بود که در تو در توی وبگردی مطالب زیبای زیادی خوندم که دلم می خواد به خاطر به یادگار موندن اینجا ثبت کنم :این مطلب رو از اینجا خوندم.

نامه ی آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش….

به پسرم درس بدهید . او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود.

به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.

می دانم که وقت می گیرد اما به او بیامورزید که اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین 5 دلار بیابد.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به او بگویید تعمق کند. به پرندگان در حال پرواز در آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.

 به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردنکشها، گردنکش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

 به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید.

اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.

 به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که  می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

 در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید.

بگذارید که او شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سن و سال خوبی است......!!!!!!!

تجربه دیگه ام از وبلاگ سپهر جون بود.شیوه ای که مامان سپهر برای تشویق سپهر به کتاب خوندن استفاده کرده بود.این شیوه من هم به کار گرفتم.به پارسا گفتم به ازای هر صفحه کتاب داستان که بخونی دویست تومان بهت میدم.چنان استقبالی کرد که اولین کتاب زندگیش "دیو سه چشم و پسر هیزم شکن"رو یکجا خوند و دو هزار تومان یک جا کاسب شد.هر چند هنوز همه حروف الفبا رو نخونده اند ولی تونست همه کلمات رو بخونه که تلاشش واقعا من رو متعجب کرده بود.هر چند بعضی کلمات رو با اعراب گذاری های مختلف میخوند تا به نتیجه برسه.ولی جالب بود.پول چه ها نمیکند.....از خود راضی فکر کنم برای پارسا که بیشتر علاقه به شنیدن  داره تا خوندن روش خوبیه برای شروع. 

تجربه وبلاگی دیگه که ازش استفاده کردم.ساخت کار دستی درخت بود از وبلاگ خانم معلم بندری که با یه تغییر اون رو تبدیل کردم به پرچم ایران و تو مسابقه ساخت پرچم که از طرف سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری بود شرکت کردیم.قرار است نتایج رو تلفنی خبر بدهند.البته بعد از یکی دو هفته دیگه با بررسی ها دقیق کارشناسان محترم.!!!این هم یه مدلیه تعجب.......موقعی که کار رو تحویل دادیم همه کسایی که کاردستیها رو شماره گذاری و طبقه بندی میکردند ذوق کرده بودند و بهم نشون میدادند .اگه برنده نشدیم حتما پارتی بازی شدهچشمک

مواد مورد استفاده:دستمال کاغذی-مقوا-رنگ-چسب

آخر هفته هم پسرم رو بردم اولین تئاتر زندگیش رو دید.تئاتر موزیکال "خاله سوسکه"البته با روایتی جدید.خوشبختانه از عشق و عاشقی خاله سوسکه و آقا موشه خبری نبود.لذت بردیم.ای کاش کارهای مناسب سن بچه ها بیشتر اجرا بشه.

/ 29 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا مامان سپهر

آفرین به شما ......... ما که همون 50 تومن میدیم البته من قصدم اینه که بعد از خرید ایکس باکس برای اینکه دوباره به خوندن ادامه بده مبلغ رو تا حدودی ببرم بالا البته بهش قول دادیم تا ابتدای تابستون اگر نصف پول لازم و با خوندن داشته باشه بقیه رو بابایی بهش بده

مینا مامی کیهان

سلام وحیده عزیز و پارسای دایناسور شناس ..خیلی ممنونم که از تجر بیاتتون می نویسین ..کاردستی خیلی قشنگ بود ...تو شهر ما که از این تئا تر هاخبری نیست لااقل شما جای ما رو خالی کنین ...برام جالب بود که کتاب رو خونده کیهان هم این جوری سعی می کنه ولی من تا حالا برا خوندن کتاب این روش رو نشنیده بودم جالب بود ممنونم ...

مامان اميرمهدي كوشمولو

ما هم حظي برديم از اين تجربه هات عزيزم... خداييش كاردستي باحالي شده.. شك نكن اگه زنگ نزنن پارتي بازي بوده [چشمک] [قلب][گل][ماچ]

دخترک

سلام چه کاردستی جالبی واقعا حقتونه برنده بشین [ماچ]

مامان پارسا

سلام دوست خوبم معلوم شد که هنر مند بودن در خانوادتون موروثیه و پارسا خان هم هنر مندیش در عرصه ی پیکره سازی رو از شما به ارث برده[لبخند] آفرین به این همه حوصله و سلیقه[قلب] ممنون که مثل همیشه سخاوتمندانه تجربیات و خوانده های جالبت رو در اختیارمون گذاشتی[ماچ] فقط میگم یه وقتی پارسا به رشوه گرفتن برای انجام کارهای خوب عادت نکنه آخه خدا نکنه مزه ی پول بره زیر دندون آدم [چشمک] مزه ای داررررررررررررررررررررره فراموش نشدنی و وسوسه بر انگیز[خوشمزه]

بهشاد(مادر رادین)

سلام وحیده جون ماشالله به پسرت پارسا جون..........خدا حفظش کنه کی می شه رادین من هم بره مدرسه کاردستی بسازیم.........الان که همش خراب می کنه.[نیشخند]

مامان مریم

سلام وحیده عزیزم. خوشم میاد ازت که با تمام مشغله هایی که داری برای یادگیری از هر وسیله ایی استفاده میکنی. تلاشت قابل ستایش هست. برای تو وپسر گلمون آرزوی موفقیت میکنم. اینروزها اینقدر سرم شلوغه که کمتر به فکر بارانم .اذاب وجدان داره منو میکشه. میبوسمتون

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

جالبه که یکی از اصلی ترین دلایل منم از وبگردی که البته توی خونه دعوام میکنند و میگند «ولگردی» همین نکته های گاه به گاه ریز و آموزنده است. یعنی وقتی که از خودن یه مطلب فارغ میشم و میبینم یه نکته ای رو یادگرفتم حالم خیلی خوب میشه. ولو که اون مطلب رو از روی اصل منبع خونده باشم؛ همین که یه نفری وبلاگ نویس ذوق گذاشته و پرداخت و ویرایش و خلاصه اش کرده خیلی لذتبخشه. و چقدر پیام نوشته ی اول زیبا بود ... به فرزندم یاد بدهید ...! ممنون موفق و پیروز باشید ... درود و دو صد بدرود ارادتمند حمید