یک بچه نق نقو

سلام به همه دوستانی که میاند به وبلاگ سر میزنند و حالشون گرفته میشه که اینقدر دیر به دیر آپ میشه.به آپ شدن خودتون ببخشید.چند مدته که بعضی رفتارهای پارسا ذهنم رو مشغول کرده و اون نق زدن بیش از حدش است.در 90درصد کارهاش.چند مدتی است کلاس اسکیت میبرمش.ازین سر شهر میرم اون سر شهر با کلی مشغله ای که دارم ولی اونجا دائم به مربیش نق میزنه که چقدر باید اینکار رو انجام بدم ،من نمیخوام خسته میشم، یه روز میگه  میخوام مربی بشم یه روز میگه میخوام سریع برم چرا نمیتونم.دوست داره همه کار رو زود یاد بگیره خیلی کم حوصله است مربیش میگه من تا حالا بچه این مدلی برای آموزش نداشتم نمیدونم شاید علاقه ای برای انجام این کار نداشته باشه ولی آخه علاقه باید در اثر ایجاد شرایط بوجود بیاد.وقتی میریم بیرون برای خرید که مدتهاست این خرید هم کنسل کردیم دلش میخواد حتما یه چیزی بخره حتی یه بسته خمیر شده البته اگه در مدت خرید دایناسور جدیدی ندیده باشه.البته همیشه براش نمیخریم ولی اون روزمون با اعصاب خوردی به آخر میرسه.زود از هر کاری خسته میشه.وقتی هم دعواش میکنیم و مطمئن میشه دیگه کاری از دستش بر نمیاد می افته به معذرت خواهی که اشتباه کردم و ازین حرفها.میره سلمونی نق میزنه نمیخوام موهام رو کوتاه کنم و.....وقتی هم خونه است میخواد دائم سی دی ببینه .هر چند براش محدودیت ایجاد کردم که مثلا 3 بار در روز میتونه ببینه ولی هی میاد میگه مامان میتونم سی دی ببینم هی من میگم نه .یه مدته سعی کردم با درست کردن کاردستی یا جمع آوری اطلاعات کارهای تحقیقاتی انجام بدیم (پیشنهاد مهد بوده)که زحمتش رو بنده از توی اینترنت میکشم عکسهای متنوعی رو پرینت میگیرم ازش میخوام به کمک هم اونها رو بچسبانیم و براش توضیح بدم که میخواد یجوری از زیرش در بره.دیروز که داشتیم  در مورد باز یافت یه روزنامه دیواری درست میکردیم با این شرط که اگه کمکم کنه اجازه میدم با دوستش بازی کنه اون رو نگه داشتم که هی میپرسید کی کارمون تمتوم میشه.فقط دلش میخواد سی دی نگاه کنه و بازی کنه اون هم نه به تنهایی یا با پسر همسایمون یا اگه نشد با  یکی از ما.به شنا علاقه زیادی داره قصد دارم کلاس شنا بفرستمش میترسم شنا رفتنش هم مثل اسکیت بازی کردنش باشه.از حالا تو فکر تعطیلات تابستان هستم که مهد تعطیل میشه من که سر کارم.دیگه از صبح تا شب کارش میشه سی دی دیدن در کنار مادربزرگش.دوست دارم کلاس موسیقی و زبان بفرستمش ولی موندم این علاقه رو چطور باید ایجاد کنم.البته اینو بگم که تنها کاری که با علاقه انجام میده نقاشی کردن است.روزی 30 –  40تا نقاشی میکشه (کاغذ باطله هامون هم ته کشیده)گریه .نقاشی –سی دی –بپر بالا بپر پایین و جدیدا آویزان شدن از تک درخت حیاطمان با بند حوله اینجانب به سبک تارزان -البته یه راه دیگه هم به ذهنم رسیده 6 ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم و بشینم تو خونه ببینم میتونم این رفتارهای اون رو عوض کنم اگه پیشنهادی دارید حتما من رو راهنمایی کنید خدا وکیلی من راهی به ذهنم نمیرسه کلافه

/ 3 نظر / 14 بازدید
مامانی

من کاملا درکتون میکنم.این دوره هم گذراست.نگران نباشید

lmaryam

salam, chgadr sakht yane man ham ba baran hamen moshkl ro daram. alan age az bozorgtarha nazar bkhay megan ee bach degh byar hameye moshklat hal meshh ama mtvajh nesta ke ba eky dege moshke 2ta na 10ta mesh. eaja to alman kamtaryn zahmat ro valdyn mekshan tamame masaele amozshe tafrhy va sargarme ba madrsh hast .madrsh hast ke estedad va alageye bach ro pyda mekonh va bad shkofa mekonh be kha terh parsa ha ke shodh beya

lmaryam

salam dobarh. alan vblagt ro be zabane almane baz kardam. koja hasty baba ye emaile ye cheze bedh ma ke dlmon tang shod aya aks megery aya payam megry aks kodt ba parsa ro befrs . to chgadr koooooooooooooooob menvesy slam be hame bekhosos khalh brson bay