Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers

این هفته ،هفته خوبی بود  چون ....

-از طرف مدرسه به جلسه "چگونه کودکانمان رو متفکر کنیم؟ "دعوت شدیم که چیزهای جدید و خوبی یاد گرفتیم و اینکه کلا با شیوه آموزشی مدرسه که بر اساس همین موضوع پایه ریزی شده بیشتر آشنا شدیم.

تاکید بر آموزش برای فکر کردن برای این مهمه که :بچه تفکر کردن رو یاد بگیره و از فکرش برای حل مشکلاتش استفاده کنه، تصمیم گیریهای درست داشته باشه،برداشتهای درست ، قضاوت و ارزیابیهای درست کنه و با این ابزارها آماده بشه برای یک زندگی غیر قابل پیش بینی درآینده...چرا؟ چون دنیا به سرعت در حال تغییر و پیشرفت است و ابزارهای سنتی و نسخه های از قبل پیچیده جوابگوی نیازهای بچه ما نیست.و نکته مهم بر خلاف نظریه های پیشین، بهره هوشی قابل افزایش است و این به کمک فکر کردن امکان پذیر است.

یه چیز مهم که گفته شد و دوست دارم برای مامانهایی که بچه های سه چهار ساله دارند بگم و فکر کنم به دردشون بخوره، این بود که اگه بچه تون یه سوال پرسید سریع بهش جواب رو ندید بلکه اون رو به سمت جواب هدایت کنید  ..مثلا بچه تون یه موبایل رو نشون میده میگه مامان این جعبه است؟راه حل بدون تفکر:نه عزیزم این موبایله....راه حل با تفکر:به نظر تو جعبه چه شکلی است؟..جعبه برای چیه؟...تو جعبه چی میذارن؟..جعبه صدا داره؟..و همینطور اون رو راهنمایی  کنیم تا به جواب برسه و یک هشدار مهم:
اگر انتظار دارید که فرزندتون برای هر کاری که میخواد انجام بده اون روشی رو انتخاب کنه که شما انتظار دارید، به مرور  تفکر مبتنی بر  حدس و نو آوری خودش رو متوقف میکنه و به سوالاتی از قبیل این چیست ؟اکتفا  میکنه و باور میکنه پاسخها آن چیزی که خودش فکر میکند نیست ،بلکه آن چیزیست که والدین و یا معلم میگوید.و نتیجه اینکه وقتی بزرگتر شد انگیزه و علاقه ای برای جستجو و تحقیق نداره چون همیشه همه راه حلها سریع در اختیارش قرار داده شده. 

 مطالب خیلی مهمی گفته شد که حتما توی مقالات و کتابهای زیادی در موردش صحبت شده این رو نوشتم که هم خودم یادم بمونه و هم به شما پیشنهاد کنم اگه به مظلبی با این موضوع برخوردید حتما بخونیدش.

توی ساعتی که ما جلسه بودیم برای بچه ها کارگاه بازی فکری برگزار شد که این عکس رو پایان جلسه گرفتم.

 پارسا و دوستش فرداد توی کلاس هنر و خلاقیتشون که گارگاه بازی فکری توش برگزار شد.

 من اولین بار بود این کلاس رو میدیدم  کلی ذوق کردم وقتی یه عالمه وسیله نقاشی و رنگ دیدم.

-کارنامه توصیفی پسرمون رو در یک جلسه انفرادی به همراه فعالیتهای انجام شده در این مدت به من و بابا نشون دادند .خدا رو شکر همه درسها در حد عالی بود.قران-ریاضی-فارسی-علوم-هنروخلاقیت-تربیت بدنی .نمیدونم همه کارنامه ها اینجوریه یا نه ولی توی این  کارنامه هر درس با جزییات بود.مثلا علوم مجموعه ای از این  موارد بود: گیاهان- حیوانات-جهان پیرامون-آب-سنگ که هر کدام امتیاز جدا  داشت. درسته که نمره ندارند ولی به جزییات همه درسها دقت میشه.و این برای من که بعد از سالها این چیزها رو میدیدم جالب بود.توی فرصتی که مدرسه بودیم وقت شد همه جای مدرسه رو به دقت نگاه کنم که از جمله چیزهای قابل توجه اتاق نیایش،بود که شنیده بودم ولی ندیده بودم

-پنج شنبه پارسا تولد همکلاسی اش مانی دعوت بود که حسابی بهش خوش گذشته بود.توی این فرصت من و بابا هم به یاد دوران قدیم دو تایی خیابونها رو گز کردیم.

-جمعه دوست و هم سرویسی پارسا ،علی مهمون خونمون  بود.که تجربه بسیار خوبی بود چون علی یک سال از پارسا بزرگتر است و پسر شاد،مودب و فهمیده ای است.همینقدر بگم که توی هفت ساعتی که بدون وقفه بازی میکردند هیچ مشکلی  بینشون پیش نیومد و من از علی خواستم که هر هفته مهمون خونه ما باشه.از خود راضیعلی وقتی اسباب بازیهای پارسا رو دید پرسید:خاله پارسا چطوری شما رو راضی میکنه واسش اسباب بازی بخرید.؟که ترجیح دادم جوابش رو ندم چون میدونستم اگه راستش رو بگم حتما واسمون یه کلاس آموزشی میذاره خجالت.یا وقتی داشتیم در مورد تلویزیون صحبت میکردیم بابا گفت:تلویزیون چیز خوبی نیست و علی جواب داد تلویزیون بد نیست باید استفاده درست ازش کرد ...و من و بابا تعجب

-عصر جمعه هم پارسا تولد صدرا از همکلاسی ها مدرسه قبلی اش دعوت بود.که با علی رفتند.من بچه ها رو رسوندم و چند دقیقه اونجا موندم .چون میخواستم رفتارهای بچه ها رو ببینم و مقایسه کنم با این مدرسه.همونجا خدا رو شکر کردم که پارسا رو از اون مدرسه بردم.چون واقعا تفاوت رفتارها رو میشد دید.لگد پرانی چاشنی جشن بود...

پارسا در حال مسابقه باد کردن بادکنک در تولد صدرا

و در آخر هنر دستان پسرم ....


-------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:با تغییری که توی قسمت نظر پرشین بلاگ گذاشته شده(کد امنیتی گذاشتند).با هر مرورگری همخوانی نداره.اگه برای وبلاگ های پرشین بلاگ نمیتونید نظر بذاریدمرورگرتون رو تغییر دهید.



موضوع مطلب : خاطرات مدرسه
یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱:٠٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مامان وحیده
     
درباره وبلاگ
مامان وحیده

من پارسا هستم.متولد 30 فروردین 84.به دایناسور خیلی علاقه دارم.هیچکس نمیدونه چرا به اونها علاقه مند شدم.خودم اسم این وبلاگ رو انتخاب کردم.مامانم برام مینویسه.از خاطرات من میگه.
پيوندها
نويسندگان
RSS Feed